تبليغاتX
سینمای نوین
تحلیل سینمای ایران و جهان با هدف رسیدن به یک تئوری سینمایی متناسب با سینمای ایران

     

  علی حاتمی ـ عکاس : مریم زندی   

 

موج نو سینمای ایران و بازتاب ها ( قسمت دوم ):

 

موج نو سینمای ایران از چندین جنبه از بدو تولد خود موجی بی معنا ؛ بی هویت و سر در گم بود. موجی که علیرغم نگاه متفاوت سینماگرانش به جامعه و سینما فاقد یک تئوری و یا مانیفست حقیقی سینمایی بوده و هست. مهمترین اصل و شاید تنها مؤلفه بارز موج نو که بارها و بارها توسط منتقدین و حتی سینماگران منتسب به این موج به آن اشاره شده ؛ مخالفت این جریان  با سینمای رایج دهه سی و چهل یا به عبارتی فیلمفارسی های آن دوران بود. متأ سفانه تا کنون هم این موج  تنها به عناوینی همانند سینمای متفاوت یا سینمای روشنفکری محدود شده است و هر گاه هم کوششی هر چند ناچیز برای درک بهتر آن شده یا ادامه نیافته یا به شکست منتهی شده است. توجه کنید به مصاحبه پرویز جاهد با ابراهیم گلستان در کتاب " نوشتن با دوربین " در مطلبی تحت عنوان " شکل گیری موج نو " و تلاش بی وقفه جاهد برای یافتن ریشه های شکل گیری موج نو در دهه سی و نا فرجامی وی  در مبارزه کلامی با ابراهیم گلستان و در نهایت عقیم ماندن مبحث و حل نشدن مسئله و به جا ماندن یک سری گفتگوهای نا فرجام در رابطه با موج نو.

 

در یک مقایسه گذرا مابین موج نو سینمای ایران و موج نوسینمای فرانسه به بی هویتی و تقلبی بودن این نامگذاری در عرصه سینمای ایران بیشتر پی میبریم. همه میدانیم که موج نو سینمای فرانسه از دل کایه دو سینما و افرادی همچون آندره بازن ، گدار ، تروفو ، ریوت ، شابرول و... شکل گرفت. جوانان تشنه ای که در پی تعریف و ساخت سینمایی نو و متفاوت با سینمای رایج فرانسه و حتی هالیوود بودند. این کششی است که در سینماگران موج نو سینمای ایران هم قابل ردیابی است اما آنچه ماهیت این دو را با فاصله ای نجومی از هم جدا میکند چیز دیگری است : تئوری ، تئوری و باز هم تئوری.

 

 موج نو فرانسه با دیدگاهی مشخص و یک فلسفه نظری زیبایی شناسی نسبت به سینما و بویژه میزانسن آغاز شد. اعتقاد راسخ این موج به میزانسن های بلند و طولانی از دل مطالعات عمیق فلسقی بازن و تحقیق در تئوری تدوین آیزنشتاین برخاسته بود. علاقه وافر سینماگران موج نو فرانسه به سینمای نئورئالیستی ایتالیا نه تنها به دلیل سینمای متفاوت آنها نسبت به سینمای رایج دنیا که به دلیل موشکافی عمیق و تحلیل های زیبا یی شناسی فیلمهای دسیکا، روسولینی و... و کشف عناصر زیبایی شناسی در این قبیل فیلمها همانند استفاده از لوکیشن های طبیعی واستفاده از نابازیگران که کمک زیادی به واقعگرایی سینمایی آنان میکرد ؛ و... شکل گرفته بود. و خلاصه آنکه این موج یکباره مثل قارچ از دل سینمای فرانسه نروییده بود ؛ بلکه موج نو سینمای فرانسه توسط گروهی فیلمساز و پیش از آن منتقدینی پایه ریزی شد که پس از مطالعه تئوریها و دیدن فیلمهای مطرح تاریخ سینما ؛ با نگاهی واحد نسبت به زیبایی شناسی هنر سینما ، اول به شکل تئوری برروی کاغذ و سپس به شکل نگاتیو بر روی فیلم ثبت و برای همیشه جاودانه شد. نگاه واحد این فیلمسازان به زیبایی شناسی هنر سینما و زبان میزانسنی از مهمترین ویژگیهای این موج و دیگر جریان ها و سبکهای هنری است که به آنها رسمیت و استقلال هنری میبخشد. چیزی که به هیچ وجه در موج سینمای ایران دیده نمیشود. و این یکی دیگر از علتهایی است که موج نو سینمای ایران را از رسمیت و اعتبار هنری خارج میکند.

 

 به عنوان مثال شما شاید ویژگیهای میزانسنی مشترکی میان سینماگران موج نو سینمای ایران بیابید ؛ اما به هیچ وجه نمیتوانید آنها را به عنوان یک نگاه واحد سینمایی چه در موضوع و چه در فرم میزانسنی به عنوان یک موج قرار دهید. به عنوان مثال سینمای تصویر گرا و ضد قصه " امیر نادری " ( به ویژه در فیلمهای " دونده " ، " آب ، باد ، خاک " و ...) که بیشتر عناصر میزانسنی آن وامدار عکاسی است به هیچ وجه با سینمای داستانگوی " ناصر تقوایی " که وامدار ادبیات است در یک گونه یا ژانر سینمایی نمیگنجند. و یا به همین منوال مقایسه کنید سینمای " علی حاتمی" را که بیش از حد متکی به دیالوگ و صحنه آرایی است با سینمای شبه رئالیستی و نیمه فلسفی مهرجویی. و... .

 

بیشک بررسی دقیق عناصر میزانسنی این سینماگران ما را به تفاوت های عمده نگاه آنان نسبت به مقوله زیبایی شناسی هنر سینما نزدیکتر خواهد کرد. ( امیدوارم بتوانم در آینده ای نزدیک و در فرصتی مناسب به بررسی دقیقثر این موضوع بپردازم ). به زبان ساده تر اینکه موج نو سینمای ایران در حکم ارکستراسیون سرسام آوری است که هر سینماگر آن ساز خود را به سینه میزند و هیچگونه همآوایی خاصی میان آنها دیده نمیشود. دلیل اصلی این مسأله هم نبود یک رهبر در ایجاد نظم و همآوایی میان آنها و حتی ایجاد مبادله نظر در میان خود این تکنوازان است. در هیچ کجا نخوانده و نشنیده ام که بانیان این موج دور میزی جمع شده باشند و درباره فلسفه زیبایی شناسانه این موج با یکدیگر گفتگو و تبادل نظر کرده باشند. خب بیشک چنین موجی که نه فرضیه ، نه تئوری ، نه رهبر ، نه زبان مشترک ، نه گردهمایی میان گروهی و نه زبان خاص سینمایی و متفاوت با زبان رایج سینمای روز دنیا دارد ؛ از همان ابتدا راه به بیراهه رفته است ؛ و همین امر موجب میشود نه تنها کوچکترین تأثیری بر سینمای دنیا نگذارد ( بگذریم از چند جایزه امیر نادری در جشنواره های نه چندان معتبرجهانی ) بلکه تأ ثیر به سزایی هم در سینمای داخل ایجاد نکند.

 

بنابراین مهمترین عامل در اینکه نتوانیم موج نو سینمای ایران را به عنوان یک موج و جریان سینمایی قلمداد کنیم نبود زبان ، فرم و ساختار مشترک در میان سینماگران منتسب به این موج است. چرا که به هیچ وجه مباحث محتوایی و تعاریف تجریدی همجون سینمای روشنفکری ، در هیچ کجای دنیا نتوانسته بانی سبک یا ژانر در خور اهمیتی باشد. چرا که با این تعریف از موج سینمای ایران که این موج توسط گروهی فیلمساز روشنفکر برای مقابله با فیلمفارسی و به عبارتی سینمای تجاری و عوامانه و سطحی نگر در اوایل دهه 40 با فیلمهایی همچون " قیصر" ، " آرامش در حضور دیگران " ، " حسن کچل " و... بوجود آمد بیش از آنکه به رشد این جریان کمک کرده باشیم  به سرکوبی آن اقدام کرده ایم. چرا که با این تعریف ناقص از موج نو پس تکلیف سینمای روشنفکرانه دهه های پیشین و فیلمسازانی همچون ابراهیم گلستان ، فرخ غفاری ، فریدون رهنما و ... چه میشود و یا چرا فیلمسازان دیگری که اتفاقأ با فاصله زمانی کمی پس از فیلمسازان موج نو فیلمهای روشنفکرانه ساختند همچون : بیضایی ، کیارستمی ، کیمیاوی ، شهید ثالث و ... در این موج قرار نمیگیرند؟

   پرویز صیاد در حسن کچل

+ نوشته شده در  شنبه 25 آذر1385ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط زرتشت | 

 

گام اول:

 

 

 

همیشه اکتشافات و اختراعات بشر با طرح یک پرسش ساده آغاز شده اند؛ و بر همین اساس طرح یک پرسش آگاهانه ، به مراتب ، چیزی ازکشف پاسخ آن کم نخواهد داشت. ... این اصل در رابطه با همۀ پدیده های طبیعی و ماورایی صدق میکند و بی شک سینمای ایران نیز از این امر مستثنی نیست. به همین منظور، برای ایجاد سینمایی مؤثر و قابل رقابت با سینمای رو به رشد جهان میبایست در ابتدا به ارزیابی دقیق ، خالی از غرض و کارشناسانۀ  این پدیدۀ هنری و طرح پرسشهایی متناسب با آن پرداخت. بی شک در رهگذر رسیدن به پاسخ این سؤالات ، خواسته یا ناخواسته ، بسیاری از گره های  کور این وادی ؛ که تا کنون بسیاری از منقدین و دست اندرکارن سینمایی ، خودآگاه یا ناخودآگاه ، از ابراز آن سرباز زده اند ؛ گشوده خواهد شد. در گام اول به طرح ده سؤال ساده و بنیادی در این راستا بسنده میکنم ؛ و در گامهای بعدی به ارزیابی یک به یک آنها و کنکاش در تأثیرات مثبت یا منفی آنها بر پیکرۀ سینمای ایران خواهم پرداخت. امیدوارم اکنون که کمر به انجام چنین مهمی بسته ام از مسیر عدل و انصاف خارج نشوم . در این راه دست یکایک دوستان هنرمند و وبلاگ نویس خود را صمیمانه میفشارم ؛ چرا که همیشه خرد جمعی را مقدم بر تفکر فردی دانسته ام. 

 

چند سؤال مهم:

 

* 1 ) تأ ثیر فیلمسازان قبل از انقلاب و بویژه فیلمسازان موج نو بر روند شکل گیری و رشد سینمای پس از

        انقلاب تاچه میزان بوده است؟

* 2 ) آیا سینماگران نسل دوم ؛ یعنی سینما گرانی که بعد از انقلاب وارد جریان فیلمسازی شدند ؛ توانستند        

        رسالت خود را نسبت به سینما و جامعه و حتی ارزشهای انقلاب به انجام برسانند؟ دلایل موفقیت یا عدم

        موفقیت سینمای این نسل در چیست؟

* 3 ) دلایل موفقیت سینمای مستقل ایران در جشنواره های خارجی چیست؟ آیا ریشۀ این موفقیتها را میتوان 

        تنها در سیاست گذاری های جشنواره های خارجی خلاصه کرد؟

* 4 ) سیاستگذاری های خانۀ سینما تا چه حد در روند رشد یا نزول سینمای ایران مؤثر بوده است؟

* 5 ) تا چه حد سازمانها و ادارات دولتی همچون صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران و انجمن سینمای

        جوان و.... در تربیت و معرفی سینماگران خلاق به جامعۀ سینمایی ایران موفق بوده اند؟

* 6 ) آیا به راستی مشکل اساسی سینمای ایران تنها در ضعف و نبود فیلمنامه خلاصه میشود و یا باید ریشۀ

        مشکلات را در جاهای دیگر جستجو کرد؟

 * 7 ) نقش دانشگاهها و مؤسسات سینمایی  در تربیت سینماگران خلاق و رابطۀ تعاملی آنها با مراکز تولیدی

         سینمایی برای جذب این افراد تا چه حد بوده است؟

* 8 ) نقش مطبوعات ، نویسندگان و مترجمان سینمایی در جریان سازی و رشد سینمای ایران تا چه میزان

        بوده است؟

* 9 ) بررسی شیوۀ تولید فیلم در ایران و مقایسه آن با شرایط استاندارد تولید فیلم در کشورهای مطرح و    

        صاحب سبک در دنیای سینما .

* 10) چرا در چند سال اخیر کمتر سینما گر مؤلف جوانی توانسته است فیلم بسازد؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آذر1385ساعت 0:42 قبل از ظهر  توسط زرتشت | 
 امیر نادری                                                    عباس کیارستمی                                  

امير نادری 

 موج نو سینمای ایران و بازتاب ها :

******************************

موج نو علیرغم تمامی بازتاب های وسیعی که در عرصۀ سینمای ایران داشت ؛ به هیچ وجه به درستی مورد تحلیل و ارزیابی  واقع نشد.

 " بلا بالاش " در اواسط دهۀ 1940 شکایت میکند که : " تا کنون به زیبایی شناسی هنر فیلم از جنبۀ تئوری کمتر اهمیت داده شده است ؛ و هنر فیلم از این جنبه فقیر مانده است. ... این فقر نظری از یکسو موجب عدم پرورش صحیح فرهنگ عموم میگردد ، و از سوی دیگر، به دلیل وجود رابطۀ دیالکتیک بین فیلم و فرهنگ مردم ، باعث تنزل کیفیت فیلم ها میشود ".

 با مقایسۀ این جملات با سینمای کنونی ما به راحتی متوجۀ منظور من خواهید شد. با نگاهی گذرا به تاریخ هنر ایران درمیابیم که مشکل اساسی هنر این مرز و بوم نه در نبود هنرمندان که در نبود نظریه پردازانی است که با نگاهی موشکافانه و خالی از حب و بغض ، به تجزیه و تحلیل آثار هنری بپردازند. شاید راز رشد سرسام آور هنر و حتی تکنولوژی غرب در سدۀ اخیر در همین نکتۀ ساده نهفته باشد. حال این سؤال مطرح است که کدامیک بر دیگری مقدم است : هنر یا تئوری ؟.

 با رجوع به تاریخ هنر غرب در سدۀ بیست میلادی درمیابیم که غالب  سبکهای مطرح هنری همچون اکسپرسیونیسم ، سورئالیسم و ... پیش از آنکه آثار هنری خود را به جهان عرضه کرده باشند با یک نظریه آغاز شده اند و یا لا اقل این دو همزمان با یکدیگر شکل گرفته و تکامل یافته اند. به عنوان مثال توجه کنید به مانیفست سوررئالیست ها در 1924 میلادی و یا نقش بنیادی نظریه پردازی همچون آندره بروتون در نحوۀ ظهور این سبک در اروپا. حتی دادائیستها که معتقد بودند تعریف کردن دادا عملی غیر دادائیستی است ؛ همیشه سعی میکردند آنرا تعریف کنند. به عبارتی دیگر هنر و فلسفۀ هنر در غرب آنچنان در هم تنیده شده اند که به سختی میتوان آنها را در دو مقولۀ متمایز بررسی کرد و یا ارجحیت یکی را بر دیگری ثابت کرد. چنانچه هیچگاه نمیتوان شخصیت هنری گدار و تروفو فیلمساز را فراتر از آندره بازن نظریه پرداز قرار داد و یا برعکس.

حال به جملۀ آغازین برگردیم و اینکه چرا موج نو سینمای ایران به درستی مورد تحلیل و حتی نامگذاری واقع نشده است . با کمی دقت به نامها و سبک فیلمسازی کارگردانان منتسب به این موج : ناصر تقوایی ، مسعود کیمیایی ، امیر نادری ، داریوش مهرجویی و مرحوم علی حاتمی متوجه منظورم خواهید شد.  

 سازدهنی‌ ـ امیر نادری

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آذر1385ساعت 0:42 قبل از ظهر  توسط زرتشت | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
میخواستم تنها از سینما بنویسم اما درد مردمانم و سایه سیاه سرزمینم مانعم شد. سینمای نوین تنها در زهدان جامعه ای نوین شکوفا میشود. ...

پیوندهای روزانه
سید ابراهیم نبوی
هفتان
دیگران
وازنا
زیرنویس
همایون شجریان
روزنامه اعتماد
داریوش آشوری
خبرگزاری فارس
عبدالکریم سروش
عطالله مهاجرانی و جمیله کدیور
انجمن شاعران ایران
ادبستان
آیدین آغداشلو
کاوه گلستان
مسعود بهنود
ماهنامه فیلم نگار
پرشیا فیلم
سبحان فیلم
خانه سینما
پایگاه خبری فیلم کوتاه
بخارا
بنیاد سینمایی فارابی
مستندسازان سینمای ایران
موزه هنرهای معاصر تهران
انجمن سینمای جوان ایران
سینمای مستند و تجربی
روزنامه شرق
بلاگ نیوز
سایت رسمی احمد شاملو
سایت رسمی صادق هدایت
مجله هنر
خانه هنرمندان ایران
شیدا محمدی
رادیو زمانه
نیک آهنگ کوثر
بنیاد هوشنگ گلشیری
عباس معروفی
عباس عبدی
منیرو روانی پور
هوشنگ گلمکانی
مسعود محرابی
پرویز جاهد
سی نت
محسن مخملباف
بهمن قبادی
سینما تئاتر
بانک جامع اطلاعات سینمای ایران
خبر گزاری مهر
بانی فیلم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آرشیو موضوعی
سینمای ایران
سینمای جهان
شعر
یادداشت و مقاله
داستان کوتاه
پیوندها
دوباره نو
یکی بود ... که یکی نبود
آن سوی لحظه ها
ونوس در برابر پاریس...
بوف تنهایی من
درخت نشین
نگارکویر
پیپ قرمز
رنگ خیال
زبان سینما
سلام سینما
فیلم کامنت
مستند ساز
خاطرات یک تدوینگر جوان
مولتی مینیمالیست
دغایغ
اتاق تاریک
بی خوابی
هنر آزاد
رویا بین ها
شرقی ترین ستاره
گوشه ی دل
پیازولوژی
سبکی تحمل پذیر هستی
بالا بلندتر از هر بلند بالایی
وقتی که ...
رهادرعشق
صلح جهان
لبخند تلخ
آخرین عابر
مثل آب برای شکلات
ناقصات العقول
عکس و عکاسی
اتاق آبی من
عکس های صابونی
سمفونی مردگان
یک نخ سیگار
نوشته
قصه آدم
عبرت
دختر الکلی
کتاب نوشت
یک فنجان قهوه
نامه هایی از تیمارستان
سینمای آماتور
شیخ حقگو
کودکی در پوست خرس
من گلم تو منگلی...
استالاگ هفده
فراتر از کلوسیوم
نوادگان کل قربون ( 18- )
پرده شیشه ای
سینما در سی نما
سینما روز
تاریخ سینما
دلنمک
ذهن زیبا
دو غریبه در شب
سینمای خودمونی
نان و عشق و سینما
دایره سرخ
سینماتوگراف
سینما ادیسه
من از نهایت شب حرف میزنم
زندگی راببوس
ديوونه خونه من
عشق یعنی باران
تاریخ سینما
چکامه
شبهای لبریز از هیچ
چکاوک
فلسفه يعني رنج
سرای سخن
starlke
باستان شناسی ايران
مترسک فیلسوف
روزمرگی های یک آپاچی
در همین نزدیکی
داستان کوتاه - شعر
تکنولوژی سینمایی و ویدئویی
اثر نو
چشمان کاملا بسته
دمادم
خرچنگ قورباغه
اندیشه ها
دفتر صد برگ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

WebGozar.com Counter code -->