![]() |
![]() |
|
| تحلیل سینمای ایران و جهان با هدف رسیدن به یک تئوری سینمایی متناسب با سینمای ایران |
|
آسمان را باید در پس مستی صد ساله ی عشق رنگ و رویی نو داد.
باید از بادیه های همه خشک خشم فریاد شقایق را چید و سریر جان را رنگ آلاله ی وحشی بخشید.
باید از روزنه ی تنگ حقیقت با عشق با گل سرسبد بیشه ی جان رفت و از هر چه سیاهی است گذشت.
باید ای دوست در این دخمه ی مرگ بوی شب بوی رهایی باشیم. *** من از این شب رنگی من از این ناله ی تاریخی مرغ سحری بیزارم من پی آوازم پی آواز ترنم زایی که به رقص و سازش هر چه پستی است به شولای زمستان ببرد. پی مستی با دوست پی جام آخر وپس از آن هم هیچ. *** آه ای دوست بیا تا به شرابی دیگر غم بی باوری خلق به مستی ببریم و در آن لحظه ی خلسه تا صبح با گل جام دگر ٬ مست تر از پیش شویم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 21 آذر1385ساعت 0:36 قبل از ظهر توسط زرتشت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
میخواستم تنها از سینما بنویسم اما درد مردمانم و سایه سیاه سرزمینم مانعم شد. سینمای نوین تنها در زهدان جامعه ای نوین شکوفا میشود. ...
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
سینمای ایران سینمای جهان شعر یادداشت و مقاله داستان کوتاه |
|
RSS
|